این وبلاگ به بررسی عملکرد جریان سازش در تحمیل جام زهر قبول قطعنامه 598 به امام ره می‌پردازد.


لطفا مطالب وبلاگ را جهت استفاده بیشتر از پایین و به ترتیب شماره مطالعه فرمایید


ازانتقادات و پيشنهادات سازنده شما سپاسگزاريم



نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : جمعه بیست و پنجم بهمن 1392
زمان : 2:12


23- مأموريت امروز جریان سازش؟


مطلب شماره 23

آنچه در مطالب قبلی نگاشته شد، تنها آن بخش از تحرکات جریان سازش بود که به نحوی با مسئله قطعنامه 598 ارتباط مستقیم داشت . از این رو بسیاری از مطالب که ارتباط کمتری با این موضوع داشت هرچند که در جایگاه خود اهمیت زیادی داشت ولی در این وبلاگ بیان نشد. مثلا:

 در خصوص نخست وزیری بازرگان با آنکه امام ره موافق این مسئله نبودند چون ایشان را حزبی می‌دانستند، پس چگونه ایشان به نخست وزیری رسیدند؟ (بعدها امام از این ماجرا به تلخی یاد کردند و از ملت عذرخواهی نیز کردند)

امام ره می‌فرمایند از اول با ریاست جمهوری بنی‌صدر موافق نبود پس چگونه بنی‌صدر علاوه بر ریاست جمهوری جانشین فرمانده کل قوا نیز شد؟

امام ره می‌فرمایند از اول با قائم مقامی منتظری برای رهبری کشور موافق نبودند. پس با تلاش چه کسانی این امر محقق شد؟

و چندین و چند مسئله دیگر که امروزه دیگر یک معمای پیچیده به شمار نمی‌آیند بلکه با یک جستجوی ساده در اینترنت پاسخ بسیاری از آنها را در لابه لای کلام سیاست‌مردان و یا کتاب خاطراتشان پیدا خواهید کرد و به وضوح نقش جریان سازش را در تمامی این موارد مشاهده خواهید کرد.

اما آنچه اکنون برای ما اهمیت ویژه‌ای دارد این است که بدانیم هم اینک این جریان مشغول چه کاری است و ما چه وظیفه‌ای در مقابل این جریان داریم؟

بدین منظور مطالب بعدی را پیگیری نمایید

 


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : چهارشنبه نهم بهمن 1392
زمان : 1:49


22- منظور امام از عبارت: «ميزان حال فعلي افراد است» چه بود؟


مطلب شماره 22 به مناسبت سخنان اخیر آقای هاشمی

امام خميني ره:

من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام نمایی

 بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده‌ام، که بعد فهمیدم از

 دغلبازی آنان اغفال شده‌ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری

 اسلامی متعهد و وفادار می‌نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوء استفاده

 شود. و میزان در هرکس حال فعلی او است. 

 وصیت‌نامه سياسي عبادي امام خمینی

توضيحات بيشتر در ادامه مطلب آمده است


| ادامه مطلب...
نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392
زمان : 3:22


21- شیرینی‌های قطعنامه را مدیون چه کسانی هستیم؟


مطلب شماره 21

بی شک قطعنامه 598 برای نظام و ملت ما همانند دفاع مقدس، ثمرات ارزشمندی داشت و به قول مقام معظم رهبری جام زهر امام تبدیل به شهد شیرینی برای ملت شد. ولی پرسش بسیار مهم در اینجا این است که این شیرینی را به پای چه کسانی باید نوشت؟ به طور طبیعی هر کسی خواهد گفت این شهد شیرین ثمره زحمات کسانی است که برای ایجاد آتش‌بس تلاش کردند. در مقابل، کسانی که بر کوس ادامه نبرد می‌کوبیدند یا جاهل به ثمرات ارزشمند آن بودند و یا خائن! برای روشن شدن موضوع باید سراغ وقایع تاریخ رفت:

این قطعنامه که در27 تیر 1367 از سوی ایران پذیرفته شد، هرچند به معنای پذیرش آتش‌بس از سوی ایران بود، ولی عراق به حملات خود ادامه داد و مجدداً داخل خاک ایران شد تا نقاط مهمی از جمله خرمشهر را به دست بیاورد تا با وضع بهتری در مذاکرات حضور داشته باشد). منبعدانشنامه ویکی پدیا/ کلیدواژه قطعنامه 598 )

شش روز پس از قبول قطعنامه 598 توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با زیر پا گذاشتن توافقات این قطعنامه، مجدداً به خرمشهر حمله کرده و تا آستانهٔ تصرف آن پیش رفته بودند، سازمان مجاهدین نیز با حمایت صدام عملیاتی با نام فروغ جاویدان را علیه ایران آغاز کردمنبعهمان/ کلیدواژه عملیات مرصاد 

همانطور که امام ره پیشبینی می‌کرد صدام از آتش بس به عنوان یک تنفس و تجدید قوا برای عملیاتهای سنگین تر استفاده کرد. ولی استقامت و پایداری رزمندگان و هجوم سراسری امت حزب الله به جبهه‌ها مانع از تحقق اهداف صدام شد.

با وجود تأکید زیاد ایران مبنی بر متجاوز شناخته شدن عراق، در آغاز اجرای قطعنامه، ولی شورای امنیت زیر بار این شرط مهم ایران نرفتمنبعدانشنامه ویکی پدیا/ کلیدواژه قطعنامه 598 

این قطعنامه که در 10 بند تنظیم شده است، تنها توصیه‌هایی دو طرفه به ایران و عراق است که از آنها می‌خواهد جنگ را متوقف کنند و به مرزهای قانونی خود بازگردند و نیز زمینه تبادل اسراء را فراهم کنند. منبعهمان 

پس چگونه قطعنامه برای ملت ایران شهد شیرین می‌شود؟

دو سال بعد از این ماجرا در تاریخ 11 مرداد 1369 اتفاق مهمی رخ می‌دهد، صدام به دلیل بدهی 30 میلیاردی عراق به کویت و عدم موافقت کویت و سایر کشورهای عربی جهت بخشودگی بدهی‌هایش و همچنین نقش کویت در نزول قیمت نفت که ضربه سنگینی به حکومت متزلزل صدام وارد کرد، با چراغ سبز  آمریکا به کویت حمله و در مدت چند روز این کشور را به اشغال خود در آوردمنبعهمان/ کلیدواژه جنگ خلیج فارس

با به خطر افتادن منافع آمریکا در کویت جورج بوش (رئیس جمهور وقت آمریکا) بهانه لازم برای حمله به عراق (که در زمان جنگ با ایران بیش از اندازه مجهز شده بود و اکنون دیگر به درد آمریکا نمی‌خورد) را یافتمنبعهمان

با آغاز درگیری عراق و آمریکا شرایط به سود ایران تغییر کرد. اولا صدام احتمال حمله همزمان ایران به عراق و بهره برداری از شرایط پیش آمده را می‌داد. لذا نامه‌هایی دوستانه برای ایران نوشت و جهت آزادسازی اسرا و مابقی مشکلات پیش رو میان دو کشور اعلام آمادگی کرد. آمریکا نیز مانند صدام لحن متفاوتی نسبت به ایران گرفت تا شاید بتواند از مناطق مرزی ایران علیه عراق استفاده کند و یا دست‌کم از هم‌پیمان شدن ایران با عراق جلوگیری کند.

از سویی دیگر آمریکا جنگ رسانه‌ایی سنگینی را علیه صدام آغاز کرد و بدین ترتیب شرایط برای ایران فراهم شد تا حقوق از دست رفته خود را ایفا کند. و در این زمان که صدام به خاطر حمله به کویت به اصطلاح (آدم بده) شده بود از جانب دبیر کل شورای امنیت (خاویر پرز دکوئیار) در تاریخ 18 آذرماه 1370 یعنی سه سال پس از پذیرش قطعنامه، به عنوان متجاوز در حمله به ایران شناخته شد.

البته دولت، تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی و شخص آقای هاشمی در بهره‌برداری از شرایط به وجود آمده نقش مهمی را ایفا کرده‌اند که قابل انکار نیست.

با این حال از خوانندگان محترم می‌خواهم که قضاوت کنند، آیا پیروزی به دست آمده از قطعنامه، ثمره تلاش جریان سازش بود؟ آیا پرچم صلح طلبی ما صدام را وادار به حمله به کویت کرد؟ یا این ماجرا را باید با معجزه طبس مقایسه کرد که پاداشی بود که خداوند در مقابل معامله آن عبد صالح (خمینی کبیر) با خدا، به امت وی ارزانی داشت؟

اگر بخواهیم به عوامل طبیعی این واقعه نیز نگاه کنیم باید گفت که این صبر و استقامت رزمندگان در دفاع از کشور بود که موجب نابودی پایه‌های اقتصاد عراق و بدهی‌های فراوان و در نتیجه حمله به کویت به خاطر جبران آن بود، که شرایط را برای ما مهیا کرد

بنابر این آنچه مسلم است این است که نفس قطعنامه دستآورد قابل ذکری برای ما نداشته است. بلکه پیروزی‌ها عموما عواملی خارج از قطعنامه 598  داشته است.

 


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : سه شنبه دهم دی 1392
زمان : 3:41


20 -اقدام نهایی جریان سازش در برابر امام ره


مطلب شماره 20

چنانکه در مطالب قبلی بیان شد، پس از اینکه جریان سازش مدیریت جنگ را بدست گرفت همزمان با فشارهای خارجی، از داخل نیز فشار بر امام و رزمندگان تشدید شد. ولی حضرت امام ره با وجود تمام فشارها از مواضع انقلابی خود (ایستادگی در مقابل تجاوز عراق تا تنبیه صدام و نجات شیعیان عراق از ظلم و ستم) دست نکشید.

در مقابل، جریان سازش با محوريت آقاي هاشمي در آخرین اقدام خود که می‌توان آن را کودتایی علیه مواضع انقلابی امام و رزمندگان دانست، نامه‌هایی را از مسئولان مختلف دولتی همچون نخست وزیر(میرحسین موسوی)، وزیر اقتصاد (محمدجواد ایروانی)، رئیس کل بانک مرکزی (مجید قاسمی)، وزیر ارشاد و رئیس ستاد تبلیغات جنگ (سید محمد خاتمی) و برخی فرماندهان ارتش و مهم تر از همه نامه فرمانده کل سپاه (محسن رضایی) را مبنی بر لزوم توقف جنگ به حضرت امام ره عرضه نمودند.

آقاي محسن رضايي با انکار نگارش نامه به امام چنين مي گويد:

از ما پرسيدند براي پايان دادن جنگ چه مي‌خواهيد، که در آن زمان سپاه نامه‌اي را براي آقاي هاشمي‌رفسنجاني ـ نه امام ـ تنظيم كرد. زيرا امكانات كشور در اختيار مسئولان سياسي كشور بود. در اين نامه براي پيروزي در جنگ امكاناتي خواسته شده بود. آقاي هاشمي هم اين نامه و هم چند نامه ديگر از جمله نامه آقاي خاتمي وزير ارشاد وقت، نامه ميرحسين موسوي به عنوان مسئول دولت، و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود كه نظاميان اين گونه مي‌گويند و مسئولان سياسي و اقتصادي هم مي‌گويند پول نداريم. شما تكليف را روشن كنيد و امام هم با پذيرش قطعنامه موافقت كردند.

مصاحبه محسن رضايي در تاريخ 7/7/1385با خبرگزاري فارس خبر شماره: 8412240198

ما بقی را در ادامه مطلب پی‌گیری نمایید


| ادامه مطلب...
نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : شنبه بیست و سوم آذر 1392
زمان : 3:10


19- چرا امکانات کافی به جنگ اختصاص نمی‌یافت؟


مطلب شماره 19

 آقاي محسن رضايي مي گويد :

«توانايي هاي رزمندگان ما بيش از آن چيزي بود كه در صحنه مشهود بود و قبل از اين كه دشمن مانع باشد ، خودمان مانع خودمان بوديم ... من دو سه بار جاهاي مختلف گفتم كه اگر ما با استراتژي امام حركت كرده بوديم ، جنگ به جاي اين كه 8 سال طول بكشد ، كمتر از 5 سال تمام مي شد اما با فتحي بسيار بزرگ تر كه به سقوط صدام منجر مي شد . اتفاقاً همين استراتژي محافظه كارانه ادامه «نبرد براي تحميل صلح»، باعث شد كه ما نتوانيم جنگ را زودتر تمام كنيم و جنگ طولاني شد ».

آدرس منبع: روزنامه كيهان > شماره 20318 8/7/91 > صفحه 8

 آقاي رضايي در جاي ديگر مي گويد :

فرماندهان به ويژه پس از عمليات خيبر، مي‌گفتند استراتژي سياسي نتيجه‌اي ندارد و اجازه بدهيد برنامه‌اي براي استراتژي نظامي تهيه و جنگ را تمام كنيم. هيچ‌گاه مسئولان سياسي و آقاي هاشمي اين را نپذيرفتند. يك روز آقاي هاشمي گفتند ما حتي نمي‌توانيم بند پوتين سربازان و بسيجي‌ها را فراهم كنيم، اين تعبير بيانگر اين بود كه هيچ‌گاه به استراتژي نظامي فرماندهان نظامي توجهي نشد و هميشه مي‌گفتند توان اقتصادي حمايت از اين استراتژي را نداريم و اقتصاد كشور تحمل اين استراتژي را ندارد.

آدرس منبع: روزنامه ایران ، مرداد 1389، ویژه نامه جام زهر ؛ نیز خبرگزاری فارس خبر شماره:  8412240198

سردار علی فضلی  معاون عملیات فرماندهی کل سپاه پاسداران و فرمانده سپاه سیدالشهدا استان تهران در خاطره‌ای از عملیات مرصاد می‌گوید:

وقتی که فرمانده پایگاه شمران ما زنگ زد که اعزام برادران صنایع دفاع را داریم من به ایشان عرض کردم که: فلانی! ما یک مقداری از نظر پشتیبانی در تنگنا هستیم. گفت: این کاروان که داره میاد تقریبا خودکفا هستند. گفتم: خیلی خوب اگر از لحاظ پشتیبانی مشکلی نداشته باشند، ما برای جذب آنها مشکلی نداریم. خوب این کاروان آمدند. به همراه خودشان 140 خودرو آورده بودند، تمام این 5000 نفر با اسلحه آمده بودند، تمام این 5000 نفر حدود 900 قبضه آرپی‌جی7 به همراه داشتند. بیش از 100 دستگاه بی‌سیم پی آرسی77 داشتند قریب به 1000 چادر گروهی پنج شش نفره داشتند که این جمعیت را در خودش جا میداد. امکانات و مقدورات تجهیزاتی شان کامل بود و هیچ کم و کسری نداشتند. و عجیب تر از همه اینکه اینها همه آکبند و نو بودند.

برای من سوال پیش آمد که با فریادی که امام توی این چند سال میزنه چطور امروز بعد از پذیرش قطعنامه این امکانات آمده است؟

آدرس منبع: مستند نیمه خاموش ، مصاحبه با سردار علی فضلی


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392
زمان : 3:18


18- چرا فاو سقوط کرد؟!


مطلب شماره 18

در مطالب پیشین آمده است که جریان سازش با وجود عملیات‌های موفقی همچون فتح فاو نتوانستند به هدف خود یعنی اتمام جنگ دست یابند. آقای هاشمی در بیان علت این مسئله چنین می‌گوید:

«این تفکر [خاتمه جنگ با یک عملیات موفق] هم با امام مطرح شده بود و هم در جلسه سران ما همیشه بحث میکردیم. وقتی که توفیق پیدا میکردیم توی جنگ، همه روحیه‌شون میرفت بالا و میگفتند خوب حالا دیگه باید بریم جلو ...»

آدرس منبع: مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی در مستند نیمه خاموش

بنابر این، تئوری "یک عملیات موفق" در ذات خود یک مشکل بزرگ داشت و آن بالا رفتن روحیه رزمندگان پس از پیروزی است که نتیجه آن عدم رضایت به پذیرش آتش‌بس بود؛ بنابراین اگر هنوز جریان سازش قصد متوقف کردن جنگ را داشت باید راهی دیگر را می‌پیمود.

به طور ناباورانه‌ای‌ دستور تخلیه فاو (بجز نیروی اندکی) صادر می‌شود، تخلیه شهری که حلقه ارتباط عراق با خلیج فارس است؛ قرار است نیروها را به سمت حلبچه ببرند و از آن منطقه عملیات کنند. رزمندگان از این تصمیم ناگهانی شوکه شدند. صدام که منتظر چنین فرصتی بود فورا عملیات "رمضان المبارک" را علیه ایران آغاز کرد و اینچنین بود که فاو سقوط کرد.

جناب آقای حسن روحانی (از مسئولان وقت قرارگاه خاتم الانبیاء) درباره نقش سقوط فاو در شکست‌های بعدی جنگ می‌گوید:

سقوط فاو یک دومینو بود یعنی یک حرکتی بود که پشت آن حرکتهای بعدی را آورد.

وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود می‌گوید:

اولین کسی که به من خبر داد که وضع فاو بحرانی است خدا رحمت کند شهید ستاری بود. صبح زود بود شاید ساعت مثلا شش صبح یا پنج و نیم شش صبح بود. به من زنگ زد گفت شما از فاو خبر دارید؟ گفتم: نه.گفت: وضع فاو خیلی بده گفتم: چطور؟ (ما اصلا باورمان نمیشد) گفت که: سپاه از ما بمباران خواسته و ما بمباران را شروع کردیم و الان شهید اردستانی از بمباران برگشته و با من صحبت کرده گفته فاو داره سقوط میکنه. من همان موقع تماس گرفتم با آقای هاشمی گفتم: وضع فاو خیلی خرابه. گفت: کی به شما گفته؟ گفتم: نیروی هوایی میگه. گفت: امکان نداره این خبر درست نیست. نیم ساعت بعد [آقای هاشمی] با من دوباره تماس گرفت و گفت: اون خبر دروغ بودها. گفتم: چطور؟ گفت: من الان با آقای رضایی صحبت کردم و گفت نه خیر این خبر درست نیست. حتی این جمله را آقای هاشمی به من گفت که آقای رضایی گفته فاو فقط با بمب اتم ممکن است سقوط کند. ساعت هشت بود که آقای ستاری به من گفت: که خط اول فاو سقوط کرده. گفتم چطور؟ گفت: که سپاه به ما گفته خط اول را بمباران کنید. و ما داریم خط اول را بمباران میکنیم خط اولی که در دست ما بود تا دیروز داریم اونجا را بمب میزنیم من زنگ زدم به آقای هاشمی و گفتم خط اول فاو سقوط کرده گفت: من بهت میگم این خبرها دروغه تو گوش نکن!

آدرس منبع: مصاحبه آقای حسن روحانی در مستند نیمه خاموش؛ همچنین مصاحبه ایشان با روزنامه همشهری 4/7/87

آقای محسن رفیقدوست(وزیر وقت سپاه) در اینباره می‌گوید:

یکی از ناگفته‎‎های جنگی این است که هنوز هم نمی‌گوییم؛ سقوط فاو سیاسی بود و در اثر بیتوجهی، فاو سقوط کرد، نه در اثر ضعف نظامی ما.

آدرس منبع: مصاحبه آقای محسن رفیقدوست با ویژه نامه «قطعنامه 598» روزنامه ایران و نیز:

http://tarikhirani.ir/fa/news/%DB%B4/bodyView/1067/0


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392
زمان : 16:49


17ـ چگونه و با چه استدلالی مدیریت جنگ به دست مخالفان جنگ افتاد


مطلب شماره 17

آقای محسن رفیقدوست (وزیر وقت سپاه) که از منتقدان عدم همکاری دولت با رزمندگان بود در این باره می‌گوید:

درست قبل از پذيرش قطعنامه ما احساس مي‌كرديم كه مملكت امكانات وسيع نداشت ولي اين مهم نبود مهم اين بود كه اين امكانات آن طور كه نظامي‌ها مي‌خواستند در خدمت جنگ قرار نمي‌گرفت. يعني اكثر اوقات در دولت با پيشنهادهايي كه براي جنگ مي‌شد مخالفت مي‌كردند و دائم مي‌گفتند: شما كه مي‌دانيد نمي‌توانيد بغداد را بگيريد چرا ول نمي‌كنيد؟ چرا جنگ را تمام نمي‌كنيد؟ وي ادامه داد: اما اين حرف‌ها در درون دولت زده مي‌شد و بيرون كه صحبت مي‌كردند همه شعار جنگ مي‌دادند. براي همين آقاي هاشمي من را صدا كرد و گفت: برو در وزارتخانه‌ات بشين، من مي‌خواهم توپ را به زمين دولت بيندازم. سپس حكم داد كه ميرحسين موسوي رئيس ستاد، آقاي بهزاد نبوي معاونت لجستيك و آقاي خاتمي معاونت تبليغات جنگ شوند. هاشمي مي‌گفت دولت شعار جنگ مي‌دهد ولي تماما در خدمت جنگ نيست اين فرمانده عاليرتبه دفاع مقدس خاطر نشان كرد: حالا دولت خودش بايد مي‌جنگيد و آقاي هاشمي با اين كار دولت را به وسط ميدان برد كه منجر شد به آن نامه‌ها(منظور همان نامه‌هایی است که امام را وادار به پذیرش قطعنامه نمود).

آدرس منبع:مصاحبه آقای محسن رفیقدوست  http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8904280382


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : یکشنبه دوازدهم آبان 1392
زمان : 2:3


16- علل ناکامی جریان سازش در استفاده از عملیات سرنوشت ساز و راه‌های برون رفت از آن


مطلب شماره 16

مطابق اسناد موجود، جناب آقای هاشمی از سال 1361 طرح خود را برای پایان دادن به جنگ با عنوان "یک عملیات سرنوشت ساز" مطرح و با جدیت دنبال کرد. او رفته رفته توانست برخی مسئولان را نیز با خود همرا سازد ولی با گذشت چندین سال نتوانست به نتیجه مطلوبش برسد.

 آقای محسن رضایی در این زمینه می‌گوید:

دولتمردان ما بر این عقیده بودند که این جنگ را نمی‌توانیم تا سقوط صدام ادامه دهیم و باید آن را با یک عملیات موفق تمام کنیم اما مشکل دیگر این بود که ما هر عملیات موفقی که انجام می‌دادیم باز هم جنگ تمام نمی‌شد. مثلاً فاو انجام شد اما جنگ تمام نشد. مشکل این بود که استراتژی مسئولان سیاسی که ما بر اساس آن، برنامه‌ریزی و عملیات می‌کردیم موفق نبود...  (منبع:خبرگزاری فارس/ رمز عبور 2)

مشکل دیپلماسی کشور چه بود و چگونه باید حل می‌شد؟ پاسخ این پرسش را در سخنان آقای هاشمی می‌توان یافت:

دو عامل اساسی وجود داشت که تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشود. یکی سپاه بود که طرح پایان دادن به جنگ از نظر سپاه چیزی شبیه کفر بود. مسئله بعدی امام بود که لحظه ای اجازه نمی داد درباره ختم جنگ بحث کنیم.

(مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی با آقای محمد درودیان در تاریخ ۱۳۸۰/۴/۱۹مندرج در :کتاب روند پایان جنگ، محمد درودیان، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سال ۱۳۸۴، صص۹-۲۸)

بنا بر این یک عملیات سرنوشت ساز نمی توانست به تنهایی مشکل را حل کند بلکه باید پیش از آن موانع داخلی بر طرف میشد.

بدین منظور سه اقدام مهم صورت گرفت یکی تغییر مدیران و تصمیم سازان جنگ و دیگری تنها نمودن امام در میدان نبرد با دشمن و سوم افزایش فشار به امام برای پذیرش قطعنامه.

برای آشنا شدن با جزئیات این اقدامات مطالب بعدی را دنبال فرمایید.


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : جمعه سوم آبان 1392
زمان : 0:3


15 ـ تفاوت ديدگاه امام با جريان سازش؛ اختلاف سليقه يا مبنايي؟


مطلب شماره 15

در اينجا پرسش‌هايي به ذهن خطور مي‌کند و آن اينکه آيا اساسا جريان سازش، خط فکري امام را قبول داشتند يا خير؟ و چنانچه ديدگاهي متفاوت با ديدگاه امام داشتند آيا اين تفاوت ديدگاه صرفا در حد اختلاف سليقه بوده است يا تفاوتي مبنايي داشته‌اند؟ و سوم آنکه آيا در مقام اجرا به ديدگاه رهبري امت تن مي‌دادند يا اينکه سعي بر تحميل ديدگاه خود داشته‌اند؟

براي روشن شدن پرسش‌هايي از اين دست به يکي از نامه‌هاي جناب آقاي هاشمي مراجعه مي‌کنيم که در سال 1359 خطاب به حضرت امام از باب نصيحت به ائمه مؤمنين نگاشته‌اند و در مقدمه کتاب عبور از بحران خود نيز آن را منتشر کرده‌اند:

«... خود شما می‌دانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحه‌هائی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیل‌هايی اجرا می‌کردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلوة یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و ... تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید ...»

جناب هاشمي اينگونه ادامه مي‌دهد:

«همین‌ها موارد اختلاف ما با آنها [بني‌صدر] است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خط بودن و آسایش طلبی را می‌پسندید؟...»

او همچنين مي‌نويسد:

«گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید...»

بنابر اين آقاي هاشمي با انتقاد از مواضع انقلابي امام و سختگيرانه و مکتبي خواندن آن، به برخي از مصاديق اين اصول انقلابي نيز اشاره مي‌کند.

او صريحا اعتراف مي‌کند که امام مخالفت خود را نيز با تفکر آقاي هاشمي (مسامحه در اجراي دين) به ايشان اعلام کرده است، با اين حال وي در مقام اجرا سعي در تعديل فرمايشات امام داشته است.

نکته قابل توجه ديگري که در انديشه جناب آقاي هاشمي روشن مي‌شود اين است که وي نه تنها ويژگي‌هاي قدسي که مردم براي امام قائل بودند را باور نداشت بلکه در سجاياي اخلاقي ايشان نيز دچار ترديد بود.

منبع نامه: اکبر هاشمي رفسنجاني/ کتاب عبور از بحران/ حرف اول/ص 21-24


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : سه شنبه شانزدهم مهر 1392
زمان : 18:4


14- امام و سپاه دو مانع بزرگ در مقابل تصمیمات جریان سازش


مطلب شماره 14

آقای هاشمی رفسنجانی  در مصاحبه با آقای محمد درودیان در تاریخ ۱۳۸۰/۴/۱۹:

دو عامل اساسی وجود داشت که تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشود. یکی سپاه بود که طرح پایان دادن به جنگ از نظر سپاه چیزی شبیه کفر بود.

مسئله بعدی امام بود که لحظه ای اجازه نمی داد درباره ختم جنگ بحث کنیم.

در مجلس هم عده ای بودند به نام "مجمع عقلا" و آقای ح. ر (که برای پایان دادن به جنگ فعالیت می کردند)، که امام آنها را سر جایشان نشاند.

منبع: کتاب روند پایان جنگ، محمد درودیان، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، سال ۱۳۸۴، صص۹-۲۸


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : جمعه بیست و دوم شهریور 1392
زمان : 1:59


13- عملکرد جریان سازش در مقابل تأکیدات امام بر عدم صحبت از آتش بس


مطلب شماره 13

با وجود آنکه حضرت امام از آغاز جنگ مکرراً مسئولان را از طرح مباحثی که باعث سست شدن عزم و اراده رزمندگان شود نهی می‌کند؛ و این نهی ایشان تا چند روز قبل از پذیرش قطعنامه نیز ادامه دارد:

امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است. غفلت از مسائل جنگ خیانت به رسول الله است...  (امام خمینی ره 1367/4/14 ـ صحیفه امام. جلد 21. ص 69)

با این حال آقای هاشمی در خاطرات خود از اسفند 1362 می‌نویسد:

برای حضار ـ فرماندهان ـ صحبت کردم و باز مسأله عملیات سرنوشت سازی که می‌تواند جنگ را تمام کند، مطرح کردم، آن گونه که انتظار داشتم، عنوان ختم جنگ مقبول نیافتاد. مسأله مهم برای بسیاری از رزمندگان، ادامه جنگ است و همه چیز هم، همین را نشان می‌دهد و شاید به همین جهت، امام موافق طرح ختم جنگ نیستند. (خاطره روز دوم اسفند 1362 از کتاب آرامش و چالش/ خاطرات هاشمی رفسنجانی، ص504)

البته ایشان در اینجا می‌نویسد که باز این مسأله را مطرح کرده یعنی این اولین باری نبوده که ایشان مسأله را در میان فرماندهان مطرح می‌کرده است.

اگر چه طرح مسائل نظامی یا سیاسی میان جناب هاشمی و حضرت امام از باب مشاوره طبیعی به نظر می‌رسد، ولی مطرح کردن بحث ختم جنگ در میان فرماندهان با وجود تأکیدات مکرر حضرت امام مبنی بر خیانت بودن این کار چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟



نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392
زمان : 3:24


12- جریان سازش همانند خائنین اطراف امام حسن علیه السلام عمل می کنند


مطلب شماره 12

امام خمینی ره (1365/6/2):

...قصه امام حسن وقضیه صلح ، این هم صلح تحمیلی بود؛ برای اینکه امام حسن ، دوستان خودش ، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که حالا به ما می خواهند بگویند، این است.

...آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمومنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیله گر درست شد، این ما را هدایت می کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی...

آدرس منبع: http://www.radiomaaref.ir/kalam/?Page=ShowText


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : جمعه هشتم شهریور 1392
زمان : 4:37


11- طرح مسئله آتش بس موجب اختلاف و گناهی نابخشودنی است


مطلب شماره 11

امام خمینی ره (1366/1/25):

...دسیسه ها برای ایجاد اختلاف است . و شما توجه داشته باشید که یک کلمه اختلاف آمیز از گناهان بزرگی است که مشکل است خدای تبارک تعالی بیامرزد، چه این کلمه صادر بشود از دشمنهای ما، چه این کلمه صادربشود از دوستان ما، چه از اشخاصی که ادعای قداست می کنند و چه از اشخاصی که این ادعا را ندارند. یک کلمه اختلاف انگیز در یک همچو موقعی، که اسلام در معرض خطرکفر است، این از گناهانی است که نمی شود به این زودی ازش گذشت . شما فردا وارد می شوید بر خدای تبارک و تعالی و آنجا جواب باید بدهید. آنهایی که ما را دعوت می کنند به صلح و سازش، در محضر خدا هستند و جواب باید بدهند. آنهایی که ما رادعوت می کنند به آتش بس در محضر خدا هستند و جواب باید بدهند. توجه کنید به همه امور و وحدت را حفظ کنید تا خدای تبارک و تعالی عنایتش را مستدام کند و شما را به سعادت برساند.

منبع: همان


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392
زمان : 16:33


10- تفاوت نگاه امام و جریان سازش به دفاع مقدس


مطلب شماره 10

امام خمینی ره (1362/12/14):

...و عجب این است که بعضی آقایان می گویند که چنانچه آنها آمده بودند توی کشور ما، ما تا فرد آخرجوان هامان را می دادیم . خوب، این آن ملی گرایی است که اسلام مخالف با آن هست مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می کنیم. ما ملت عراق را با ملت خودمان جدانمی دانیم. ملت عراق همانی است که الان از ما هم آنجا، بسیاری علمای ما هم در آنجاهستند، کسان دیگر از ما هم هست. ما و آنها جدا از هم نیستیم. وقتی جدای از هم نیستیم ما بیاییم فکر بکنیم که اگر برای خاک ما بود تا فرد آخرمان کشته می شد اشکال هم نداشت، همانی که می گوید حالا، چرا؟ چرا این قدر کشته می دهید؟ می گوید که اگر برای [وطن ما]، آن وقتی که آنها در خاک ما بودند تا آخر فرد را هم خوب بود بدهیم ، حالایی که آنها رفته اند در یک جای دیگر، کنار رفتند با اینکه باز هم نرفتند، حالا دیگر چرا؟ بنیشنیم یک صلحی بکنیم ، یک صلح شرافتمندانه! آیا شرافتمندانه است؟ این برخلاف دید اسلام نیست که ما برای خاکمان همه جوانها را بدهیم هیچ اشکالی هم نداشته باشد، برای دینمان اگر یک جوان بدهیم اشکال دارد؟ ما الان برای دینمان داریم جنگ می کنیم، برای خاک جنگ نمی کنیم ، ما هر روزی که جنگ تمام شد، با روی گشاده، آغوش باز همه ملت عراق را به آغوش می گیریم و جنگ دیگر نداریم با آنها. جنگ ماجنگی است بین اسلام و کفر، نه جنگی است مابین یک کشور و یک کشور. مابین اسلام و کفر است. امروز اگر ما عقب نشینی کنیم اسلام را شکست دادیم. امروز ما نمی توانیم عقب نشینی کنیم. ما امروز نمی توانیم صلح کنیم با اینها...

منبع: همان


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392
زمان : 16:3


9- نفاق منادیان سازش (و هم صدایی با بیگانگان)


مطلب شماره 9

امام خمینی ره:

 یک دسته زیادی این طورند که ما را هی می ترسانند که دیگر حالا چه شده، دیگر حالا ول کنید. آنهایی که از اول می گفتند این حرفها را کم بودند، اخیرا یکدفعه انسان می بیند که از داخل و خارج یکصدا، این از کجا پیدا شده که یکصدا در داخل وخارج می کنند که یا به صورت خیرخواهی یا به صورت ارعاب یا با طرح نفاق ، که با نفاق کار را انجام بدهند. این نفاق این طور نیست که منحصر به این ملاهای درباری باشد که رساله می نویسند و کتاب می نویسند؛ این نفاق و ایجاد نفاق راجع به آنهایی هم که درخارج و داخل مردم را مایوس می خواهند بکنند، این نفاق آن هم هست ، ایجاد نفاق می کنند دیگر. مایوس کردن معنایش این است که این جوانهایی که الان دارند جانفشانی می کنند و با قدرت پیش می روند و قدرتشان عالمگیر شده است الان ، انعکاسش در عالم پیدا شده است، اینها حالا به یاد این افتاده اند که بترسانند اینها را...

تاریخ سخنرانی: 1364/1/29

منبع: همان


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392
زمان : 3:33


8- جریان سازش، شیاطینی هستند که روحیه ملت را تضعیف می کنند


مطلب شماره ۸

امام خمینی ره:

  ... ما هجمه نداریم ، ما الان هم در حال دفاع هستیم . شما می گویید که ما با یک کسی که خرد کرده است مسلمین را و به اسلام هیچ اعتقاد ندارد و هر روز زورش برسد اسلام را زیرپا می مالد و منهدم می کند، ما با او بنشینیم و دست دوستی بدهیم و بعد هم بگوییم که "سلمکم الله "! این چه منطقی است ؟ منطق اسلام این است ؟! شما اسلامشناس ها این را منطق اسلام می دانید؟! خداوند اصلاحتان کند ان شاءالله . من امیدوارم که ملت ما توجه پیدا بکند که امروز شیاطین با صورتهای مختلف از خارج و داخل ، با صورتهای مختلف افتاده اند برای تضعیف روحیه شما. و خدا با شماست ، خدا قدرت دارد که همه چیز را اصلاح کند و درست کند و او با شماست . و ما پافشاری تا آخر، داریم و جوانهای ما و ارتش ما و سپاه ما و بسیج ما وهمه و همه ایران - به استثنای یک عده معدودی که خداوند اصلاحشان کند - همه در این متفق اند که باید ما در صحنه باشیم ، دفاع کنیم از حقوق مسلمین ...

تاریخ سخنرانی: ۲۹/۱/۱۳۶۴

منبع : همان


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392
زمان : 3:20


7- اشاره امام ره به جریان سازش و تبیین ماهیت آنها در سالهاي آغازين جنگ


مطلب شماره 7

امام خمینی ره (صحيفه امام  ج‏14 ، ص519 - ص528):

خط جهاد و خط سازش دو رشته هميشگي تاريخ‏، از صدر اسلام تا كنون دو طريقه، دو خط بوده است: يك خط، خط اشخاص راحت طلب كه تمام همّشان به اين است كه يك طعمه‏‌اي پيدا بكنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم آنهايي كه مسلمان بودند، مي‏كردند، اما مقدم بر هر چيزي در نظر آنها راحت طلبي بود. در صدر اسلام، از اين اشخاص بودند. وقتي كه حضرت سيد الشهدا- سلام الله عليه- مي‏خواستند مسافرت كنند به اين سفر عظيم، بعضي از اينها نصيحت مي‏كردند كه براي چه، شما اينجا هستيد، مأمونيد و حاصل، بنشينيد و بخوريد و بخوابيد.

و از همان‌ها بعضي قماش‌ها بودند كه اشكال هم مي‏كردند كه يك قدرت بزرگي را در مقابلش چرا يك عده كمي قيام مي‏كنند. اين در طول تاريخ تا حالا بوده است. از اول نهضت اسلامي، ما شاهد اشخاصي كه به اين وضع بوده‏‌اند، راحت را بر هر چيزي مقدم‏ مي‏داشته‏‌اند ...

یك دسته ديگر هم انبيا بوده‏‌اند و اولياي بزرگ. آن هم يك مكتبي بود و يك خطي‏ مذهب تشيع، مذهب خون و شمشير بود؛ تمام عمرشان را صرف مي‏كردند در اينكه با ظلمها و با چيزهايي كه در ممالك دنيا واقع مي‏شود، همّشان را اينها صرف مي‏كردند در مقابله با اينها. كسي كه تاريخ انبيا را ديده باشد و تاريخ اسلام را ديده باشد و تاريخ زندگي حضرت رسول- سلام الله عليه- را و ائمه اطهار و اصحاب رسول اللَّه را ديده باشد، مي‏بيند كه اينها از اوّلي كه وارد شدند در ميدان و به حد بلوغ رسيدند و رسول اكرم از اوّلي كه اين رسالت به او محول شد تا آن وقتي كه در بستر مرگ خوابيده بود يا شهادت، بين اين بستر و آن بعثت، تمام فعاليت بوده است، جنگ بوده، دفاع بوده. و كسي كه زندگي امير المؤمنين- سلام الله عليه- را مشاهده كند نيز [مي‏بيند] همين طور بوده؛ جهاد در راه خدا و جهاد در راه احكام خدا بوده است. و ساير ائمه عليهم السلام البته آنکه از همه بارزتر و معروفتر است سيد الشهد سلام الله عليه است که اگر وضع تفكر سيد الشهدا- سلام الله عليه- مثل بعض مقدسين زمان خودش بود، آنها طرحشان اين بود كه بماند همان در جوار حضرت رسول- سلام الله عليه- و عبادت كند. اگر وضع تفكر مولا هم اين طور بود، كربلايي پيش نمي‏آمد؛ يك راحت طلبي بود و كناره‏‌گيري از جامعه و دعا و ذكر بود، لكن وضع تفكر جور ديگري بود. چنانچه ائمه ما- عليهم السلام- سازش مي‏كردند با اهل ظلم و ستم، احتراماتشان بسيار زياد بود...

آدرس منبع: http://www.radiomaaref.ir/kalam/?Page=ShowText


| ادامه مطلب...
نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : یکشنبه سوم شهریور 1392
زمان : 1:41


6- چند پرسش اساسی


مطلب شماره 6

با مطالعه مطالب گذشته به طور طبیعی در ذهن خواننده پرسشهایی مطرح می شود از جمله آنها اینکه:

مگر خود امام رهبر این انقلاب و در رأس تصمیم گیری کشور نبودند؟ پس چه کسانی و با چه انگیزه ای شرایط قبول قطعنامه را به امام تحمیل کردند؟

آنها چگونه این هدف خود را دنبال کردند؟

چرا حضرت امام در مقابل این افراد کوتاه آمد؟

آیا انفعال امام در برابر آنان با روحیه ای که از امام سراغ داریم قابل جمع است؟

اصلا چرا حضرت امام از آتش بس چنین تلخ یاد می کنند؟ و از آن به زهری کشنده تعبیر می کنند!

طرح اینگونه مباحث، اکنون چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟

و پرسش هایی از این دست ...

اگرچه حضرت امام در آن مقطع زمانی (هنگام قبول آتش بس) موقعیت را برای پاسخ به این پرسشها مناسب نمی دانند و آن را به آینده موکول می کنند ولی از میان سخنرانی های ایشان طی این هشت سال می توان به طور دقیق با دیدگاه ایشان در این زمینه آشنا شد و به بسیاری از این سوالات پاسخ داد.

از این رو مباحث بعدی ما پاسخ به پرسش های بالا و مطالب مرتبط با آنهاست



نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : یکشنبه سوم شهریور 1392
زمان : 1:14


5- جام زهرآلود


شماره 5

امام خمینی ره:

 خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده‏ هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‏ ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده ‏ام.

منبع: http://www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_15095.aspx


| ادامه مطلب...
نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392
زمان : 3:55


4- دختر امام: عده ای امام را وادار به پذیرش قطعنامه کردند


شماره 4

خانم زهرا مصطفوی (دختر امام خمینی ره):

یک روز وارد ایوان [منزل امام] شدم، برای اولین بار دیدم امام روی نیمکت باریک کنار ایوان دراز کشیده اند و ناراحتی عمیق از چهره امام کاملاً مشهود بود. من سلام کردم و چهارپایه ای را کشیدم تا نزدیک صورت امام و در مقابل چهره ایشان نشستم.

به امام عرض کردم: "معروف است [یعنی این طور گفته می شود و شایع شده] که می خواهند شما را وادار به قبول قطعنامه کنند."

امام هیچ جوابی به من ندادند و تنها کاری که کردند دستشان را به آرامی بالا آوردند و دو چشم خود را پوشاندند. من جواب خود را گرفتم و شدت ناراحتی امام را درک کردم و آن قدر منقلب شدم که آهسته برخاستم و منزل ایشان را ترک کردم و یک هفته نتوانستم از منزل بیرون بروم.

منبع:  http://www.rajanews.com/detail.asp?id=87915  به نقل از :کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی، نشر عروج، جلد 4، صفحه 202


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392
زمان : 2:37


3- در خاطرات حاج احمد آقا هست که بعد از پذیرش قطعنامه امام تا یک هفته نمی­توانستند درست راه بروند…



شماره 3

مهندس حسین شیخ الاسلام (یکی از اعضای تیم مذاکره کننده در سازمان ملل براي پذیرش قطعنامه):

آن شب امام نتوانسته بود از جایش بلند شود برود سمت رختخواب، یعنی از جا نتوانسته بودند بلند شوند بروند بخوابند، و امام بعد از آن اصلا با مردم صحبت نکردند، ... با اینکه خیلی از دکترها می­گفتند یک کاری بکنید ایشان صحبت کند با مردم، که بشکند این روزهايش را، هر کاری حاج احمد آقا کرد نشد؛ مثلا حاج احمدآقا بساط جور می­کرد که مثلا خانواده شهدا بیایند شعار بدهند، چون خانواده شهدا بودند، امام می­آمد یک دستی تکان می­داد و می­رفت، ولی حرف نزدند؛ 

آدرس منبع:  http://namayande.com/news/39012


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392
زمان : 19:46


2- تنها نامه‌ای که جای قطرات اشک امام(ره) بر روی آن پیداست


شماره 2

مهندس حسین شیخ الاسلام (یکی از اعضای تیم مذاکره کننده در سازمان ملل براي پذیرش قطعنامه:

 پس از پذیرش قطعنامه598 توسط امام خمینی (ره)، ایشان نامه‌ای را خطاب به دکتر ولایتی مرقوم کرد که این نامه همان شب در جلسه‌ای که در منزل آقای ولایتی برگزار گردید برای حاضرین جلسه قرائت شد. متن این نامه که به بیان دلایل پذیرش قطعنامه توسط حضرت امام پرداخته بود حاکی از اندوه فراوان امام (ره) داشت. نکته‌ای که ناراحتی ما را بیش از پیش نمود اثر قطرات اشک امام بر وی دست نوشته ایشان بود. گریه امام در حال نوشتن این نامه به حدی بود که کاغذ نامه را چروکیده نموده که این خود نشان از احساسات و ناراحتی فراوان امام در هنگام نوشتن نامه بود

آدرس منبع: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=63736


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392
زمان : 19:18


1- امامی از جنس پیامبران


شماره 1

بسم الله الرحمن الرحیم

چهارده قرن پبش، آنگاه که بت‌پرستی جایگزین خداپرستی شده بود؛ زمانی که کودکان بی‌گناه به خاطر تعصب‌های نابجا زنده‌به‌گور می‌شدند و جهل و نادانی مردم را کور کرده بود؛ خداوند، محمد ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ پیامبر مهربانی و رحمت را برانگیخت تا با هدایت خویش بشر را از این زندگی نکبت‌بار نجات دهد و در این راه سختی‌های زیادی را تحمل کرد. زباله بر رویش ریختند، سنگش زدند، محاصره اقتصادیش کردند و...

اما او در برابر تمام دشواری‌هایی که در راه هدایت مردم کشیده بود از امت خویش مزد و اجری طلب نکرد، جز دوستی با اهلبیتش که آن نیز به خاطر خود امت بود. چیزی نگذشت که پیامبر مهربانی و رحمت از میان امت رفت.

و آنها چه خوب مزدش را دادند! تنها دخترش را که پاره تنش بود، مظلومانه به شهادت رساندند، فرق علی را با شمشیر زهراگین شکافتند، حسینش را بیرحمانه سر بریدند، حسن و هشت امام دیگر از این خاندان را جام زهر نوشاندند و مسموم ساختند.

نوبت به آخرین امام که رسید، خدا امت را از دیدارش محروم ساخت. حضورش لازم بود اما ظهورش نه. از آن پس هزار و اندی سال از غیبتش گذشت. شیعیان در فراقش بسیار ندبه و ناله نمودند و از ظلم و ستم بیدادگران فریاد زدند و تعجیل در فرجش را خواستار شدند؛ ولی مهدی نیامد ...

گرچه خدا مهدی را نفرستاد اما بالاخره مردی از سلاله همان پیامبر، روح خدا و نائب مهدی قیام کرد. اینک وقت امتحان امت فرا رسیده است. نباید تنهایش گذاشت. باید در رکابش بود، او سفیر مهدیست؛ همانطور که مسلم سفیر حسین علیه السلام بود. آمده است تا وفاداری امت را بیازماید.

ده سال در کنار امت در برابر تمام دنیای ظلم مظلومانه ایستادگی کرد.

امروز بعد از گذشت سالها از آن ماجرا کارنامه آن امتحان بزرگ از لابه‌لای اسناد تاریخی پیدا شده است.

 عده‌ای از یاران خمینی تا پای جان بر سر عهد و پیمان خویش با او باقی ماندند و با نمره ممتاز قبول شدند. اما بسیاری از خواص، باز همان ماجرای همیشگی را رقم زدند.

جام زهر! آری، بر سر روح خدا همان آمد که بر سر حسن‌بن علی علیه السلام آمد. اینجا بود که فلسفه ادامه غیبت مهدی روشن شد.


نویسنده : دلتنگ روح الله
تاریخ : سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392
زمان : 4:46



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir





پایگاه جامع عاشورا